|
هدایت دموکراسی و آزادی
|
||
|
آزادی بی قید و شرط بیان . مطبوعات . وبلاگنویسان . روزنامه نگاران و فعالین سیاسی |

قسمت پنجم از کتاب(خاطرات یک بسیجی)
نوشین(زندگی تلخ و شیرین)ص۱۳۵-۱۴۵
من با جامعه ای که زیر بار اختناق،دیکتاتوری اسلامی،درهم شکسته بود،مواجه بودم.جامعه ای که بر پایه های لرزان بی اعتمادی،استبداد،وعدم وجود قوانین انسانی استوار شده بود.
آرزو داشتم که استاد حماّمی،با ریختن آب پاک و گوارای عشق و محبّت،بر سر افکار سیاه انسانهای کوردل را بشوید.مدّتی قبل من در حمام،سایه خودم را بدیوار خیس عرق کرده،دیدم.زندگی من همه اش،مثل یک سایه سرگردان،یک سایه لرزان روی دیوار حمام بیمعنی و بی مقصد گذشته بود.
افکار غبارآلود و تاریکم را میان دود لطیف آسمانی پراکنده بودم.جسم من مثل اینکه از ثقل و کثافت هوای این جامعه،آزاد شده و دنیای اطرافم از رنگها و تصویرهای زیبایی،احاطه میشد.
|
|