|
هدایت دموکراسی و آزادی
|
||
|
آزادی بی قید و شرط بیان . مطبوعات . وبلاگنویسان . روزنامه نگاران و فعالین سیاسی |

بخش سوم از کتاب((خاطرات یک بسیجی))
ادامه داستان:(دردمندان میگریند.واحد منکرات شمال تهران) تصمیم گرفتم خیلی ناشناس و عادی به منکرات وزراء رهسپار شوم،و از بردن سلاح کمری و احکام نظامی،خلاصه بیسیم و غیره،صرفنظر کنم و فقط بررسی نمایم ،وضعیت پرونده و بررسی نمایم راههای ممکنه برای کمک به آقا رضا و دخترک نامزدش را.
حدود بعد از نیمه شب به وزراء رسیدم و وارد درب نگهبانی شدم.با هماهنگی سرهنگ شیرمحمدی،اجازه ورود یافتم و در اولین نگاهی که محل منکرات انداختم ،حیات بزرگ ویلایی بود که مملو بود از لوازم ماهواره ای و صوتی و تصویری که در گوشه کنار حیاط انباشته بود.معلوم بود ساختمان منکرات از آندسته مکانهای غصب شده فراریان رژیم قبل بود که به زور مصادره و در اختیار نیروی انتظامی قرار گرفته بود.بعد از عبور از حیاط به از شش پله ای که بالا رفتم،اطاق افسر نگهبانی در سمت راست درب ورودی قرار داشت.سرهنگ بلافاصله به استقبالم آمد و مرا با گرمی پذیرفت.دستور داد برای ما چای

بخش سوم از کتاب((خاطرات یک بسیجی))
دردمندان میگریند!(نیروی انتظامی شمال تهران:واحد منکراتی خیابان وزرا)اتفاق غیر منتظره ای پای مرا برای اولین بار به واحد منکراتی نیروی انتظامی شمال تهران باز کرد.جریان از این قرار بود که مدتّی بود که شبها بدلایل خانوادگی در منزل برادرم واقع در یوسف آباد تهران اقامت داشتم و طبعاّ روابط نزدیکی نیز با همسایگان برقرار کرده بودم.در مجاورت ما،مرد ۵۱ ساله ای زندگی میکرد که اهل خوزستان بود و خانواده ای در تهران نداشت.وی مغازه نوار های صوتی و تصویری در نزدیکی محل سکونت خود داشت،و بدلیل نداشتن درآمد کافی،اقدام به تهیه و توزیع نوارهای ویدئویی غیر مجاز در منزل مینمود و ما هم طبعاّ از وی فیلم و نوار کرایه میکردیم و از این محاورت بسیار هم خوشحال بودیم.مردی محترم،و با شخصیت که بدلیل سالهای جنگ،به تهران نقل مکان کرده و ساکن شده بود.وی با دختر جوانی که بعدها متوجه شدم که باکرده نبوده است،رابطه عمیقی داشت،و خانواده دختر نیز از این ارتباط باخبر بودند،و مادر و خواهر آن دختر نیز به منزل وی در رفت و آمد بودند.روزی وی شاگرد خود را از مغازه بدلیل

انتقادات شدید روحانیون و مراجع حکومتی،آیا رویگردانی آنها از دولت احمدی نژاد است؟درپی انتقادات شدید،آقایان مکارم شیرازی،صافی گلپایگانی،و هاشمی رفسنجانی،آقای جوادی عاملی نیز بشدت از اقدامات اقتصادی دولت،و تبدیل ایران به بزرگترین کشور گداپرور در جهان،انتقاد کرد.وی که دوسال قبل در پی سخنرانی احمدی نژاد در نیویورک و برملا شدن ادعای هاله نور بر دور سر ایشان،از وی بسختی انتقاد کرده بود،خاطرنشان کرد که دولت به بهانه سفرهای استانی،کیسه های پول را بین مردم بمثال صدقه پروری تقسیم کردن ،باعث نابودی اقتصاد و تولید و تبدیل ایران به یک گداخانه عظیم خواهد شد ،نه تنها کمکی به وضع اسفناک آحاد ملّت نمیکند،بلکه برتعداد فقرا می افزاید و باعث بیشتر شدن

سانسور و تعطیلی مطبوعات و سایتهای اینترنتی و ضرب و شتم اصحاب قلم و مدیران سایتهای اینترنتی در حال افزایش است!در حالی که فرماندهان نظامی و امنیتی دست به تهدیدات جدی به اهل قلم و روزنامه نگاران و وبلاگنویسان زده اند و بخصوص با بکارگیری انواع امکانات و تجهیزات دولتی،دسته دسته وبسایتها را مسدود میکنند و با فرستادن هکرهای پیشرفته،مانع فعالیت آزاد اطلاعات اینترنتی میشوند،به اینها هم بسنده نکرده و مدّتی است گروههای فشار دست به تهدیدهای اینترنتی و استفاده از قوه قهریّه میشوند،و در تلاش هستند تا با استفاده از زور و قوه قهرّیه،از ادامه فعالیت آزادیخواهان ممانعت بعمل آورند. حکومت جدیداّ
|
|